سنتِ دیروز و فناوریِ امروز؛ پیوندی که صنایع دستی را جهانی میکند

چهارمحال و بختیاری سرزمین نمدهای کهن و فرشهای نقشبسته با باور مردمان خود امروز بر آستانه تحولی تازه ایستاده است؛ این میراث دیرپا، اینک لاجرم برای بقا و پویایی خود باید با فناوریهای نوین پیوند بخورد و وارد فصل تازهای از حیات خود شود.
به گزارش پایگاه خبری امیدرسان، نمدهای کهنی که روزگاری در چادرهای عشایری نماد برکت و حرزِ بلا بودند و فرشهایی که هر گره آنها در طول تاریخ راوی هویت و باور یک قوم بوده است، اکنون بر آستانه تحولی سرنوشتساز ایستاده است؛ تحولی که رسالتش نه محصور کردن این گنجینه در ویترین موزهها، که زنده و پویا نگهداشتن آن در متن زندگی امروز و بازارهای جهان است.
برای واکاوی این پیوند میان سنت دیروز و فناوری امروز، افسانه قانی، دانشیار گروه هنر دانشگاه شهرکرد و از پژوهشگران پیشرو در حوزه صنایعدستی و نوآوری صنایع خلاق نظرات و پیشنهاداتی دارد که میتواند در این خصوص راهگشا باشد.
فناوری در خدمت هنر نه جایگزین آن
وی در مورد اینکه وقتی از فناوریهای نوظهور در صنایعدستی حرف میزنیم، ذهن خیلیها به سمت جایگزینی ماشین با انسان میرود. آیا در واقع چنین چیزی در انتظار صنایعدستی به خصوص فرش و دستبافتهها است، اظهار داشت: منظور ما از این موضوع تقویت و نه جایگزینی است، صنایعدستی فقط یک کالا نیست؛ یک میراث زنده و یک تجربه زیسته که نسل به نسل منتقل شده است و فناوری اینجا نقش یک همراه خردمند نه یک رقیب را دارد.
قانی برای روشن شدن موضوع به مثال فرش دستباف اشاره کرد و گفت: بافندگان ما روزانه بین پنج تا ۱۰ هزار بار ابزار دفتین را که حدود یک و نیم تا ۲ کیلوگرم وزن دارد، بلند میکنند و برای کوبیدن رجها پایین میآورند، این حرکت تکراری در طول هشت تا ۱۰ ساعت کار روزانه، فشار بیامانی به شانه، کمر و زانو وارد میکند و مطالعات میدانی ما نشان میدهد که نزدیک به ۷۰ تا ۸۰ درصد بافندگان از نواحی شانه، کمر و زانو دچار اختلالات اسکلتی وعضلانی میشوند.
این عضو هیات علمی گروه هنر دانشگاه شهرکرد ادامه داد: برهمین اساس هنرمند ما پیش از آنکه بتواند خلاقیتش را شکوفا کند، جسمش گرفتار فرسودگی میشود و اینجاست که فناوری به مدد او میآید، در حال حاضر ما روی طراحی یک سامانه تعلیق ارگونومیک برای ساعد کار میکنیم؛ ابزاری کمکی که بار سنگین را از روی شانه و مچ بافنده برمیدارد، بیآنکه در روند اصیل بافت خللی ایجاد کند و این یعنی حفظ سلامت هنرمند، افزایش بهرهوری و در نهایت، ماندگاری بیشتر او در این حرفه است.
قانی در ادامه مفهوم «نمد مانا» را مطرح کرد و در این خصوص توضیح داد: نمد مانا یک ایده میانرشتهای است که از دل باورهای آیینی و فرهنگ سکونت ایرانی زاده شده است، زیراندازها و رواندازها در فرهنگ ما فقط کفپوش یا پتو نبودهاند، آنها حامل نیایشها، نمادها و حرزهایی برای دفع شر و جلب برکت بودهاند و هنرمندان نمدمال وقتی نمدی را با ذکر و آواز میمالیدند، فقط یک شی نمیساختند؛ یک حریم امن برای خانه و کاربردهای روزانه خلق میکردند اما در تولید انبوه امروز، این لایه معنوی به فراموشی سپرده شده است.
وی تصریح کرد: ایده ما این است که با یاری گرفتن از ابزارهای دیجیتال، این میراث ناملموس را دوباره زنده کرد؛ برای مثال، با ثبت و تحلیل رایانهای نقشهای اصیل نمد استان، میتوان یک «بانک هویت بصری» ایجاد کرد.
این پژوهشگر رشته هنر افزود: تصور کنید نمدی که بر اساس باورهای آیینی منطقه جان گرفته اما با رنگبندی و کاربری جدید، امروزیسازی شده، بتواند به عنوان یک «هدیه خانه» لوکس و معنوی در بازارهای جهانی عرضه شود، این یعنی برندسازی از ژرفای فرهنگ، بیآنکه ذرهای به اصالت اثر خدشه وارد شود.
قانی در ادامه یکی دیگر از دغدغههای جدی خود را شکاف نسلی میان کودکان امروز و فرش دستباف ایرانی عنوان کرد و گفت: ما با یک شکاف عمیق بین نسل جدید و فرش دستباف ایرانی روبهرو هستیم، بچههای امروز پیوند معناداری با فرش برقرار نمیکنند و محصولات فعلی فرش، به طور کامل بزرگسالمحور است؛ نه عنصر بازی در آن هست، نه قصهگویی و نه تعامل و این یعنی ما نسل آینده مصرفکنندگان و حافظان این میراث را بهتدریج از دست میدهیم.
وی افزود: برای رفع این خلا ما در یک طرح میانرشتهای روی فرش «تعاملی، آموزشی کودکان» کار میکنیم؛ ایده این است که فرش را از یک کالای صرف تزیینی به یک ابزار آموزشی و بازیمحور تبدیل کرد و با کمک فناوریهایی مانند واقعیت افزوده، کودک میتواند روی فرش بنشیند و با نقشها گفتوگو کند؛ قصه هر نقش را بشنود، با رنگها بازی کند و حتی داستان بافت آن را از زبان خود بافنده بشنود، این یک تجربه فراگیر است که هم هویت فرهنگی را به کودک منتقل میکند و هم او را با دنیای فرش آشتی میدهد.
قانی با ابراز خوشبینی نسبت به آینده صنایعدستی تصریح کرد: این استان یک گنجینه تمامعیار هم از نظر غنای نقشها و تنوع بافتها، هم از نظر نیروی انسانی چیرهدست و هم از نظر پیشینه فرهنگی پربار است و اگر روی این ظرفیت سرمایهگذاری هوشمندانه و هدفمند شود، چهارمحال و بختیاری میتواند به یکی از قطبهای ملی نوآوری در صنایعدستی تبدیل شود.
این پژوهشگر رشته صنایعدستی افزود: هر اثر صنایعدستی شناسنامهای دیجیتال دارد که داستان هویت آن را برای خریداران جهانی روایت میکند، کارگاهها به ابزارهای هوشمند طراحی و مستندسازی مجهز هستند، بازارهای جهانی با قصهگویی دیجیتال با هنرهای ما آشنا میشوند و از همه مهمتر، هنرمند محلی اعتبار و سهم واقعی خود را از این زنجیره ارزش به دست میآورد.
قانی تاکید کرد: فناوری نیامده تا بر مسند هنرمند تکیه بزند بلکه آمده تا هنر او را به گوش جهان برساند و آوازهاش را جهانی کند.
اما دانش فنی و طرحهای خلاقانه وقتی به ثمر مینشینند که با مهارتِ برندینگ و بازاریابی دیجیتال نیز همراه شود.
صنایعدستی چهارمحال و بختیاری برای آنکه از کارگاههای سنتی به بازارهای جهانی راه یابند، نیازمند شناساندن ارزش واقعی خود به مخاطب هستند؛ همان ارزشی که در ظرافت یک گره یا نقش یک نمد نهفته است و بدون روایتگری درست، در انبوه محصولات صنعتی گم میشود. اینجاست که نقش برندینگ و فناوریهای دیجیتال در فروش پررنگ میشود.
مسیرهای نوین برندسازی چگونه است؟
امین میرزاخانی، دکترای مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف، عضو هیات علمی دانشگاه و فعال در حوزه برندینگ و نوآوریهای فناوری تجربیاتی در این رابطه دارد.
وی که تجربه مدیریت اجرایی و استقرار ۲ شرکت فناورانه در پارک علم و فناوری را دارد و تمرکز خود را بر توسعه راهبردهای نوین کسبوکار و استفاده از فناوریهای دیجیتال برای رشد برندها گذاشته است، در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه اصالت مهمترین دارایی صنایعدستی است، استفاده از فناوریهایی مثل هوش مصنوعی یا واقعیت افزوده را چقدر با حفظ این اصالت در تضاد میبینید؟ گفت: فناوریهایی مانند هوش مصنوعی یا واقعیت افزوده میتوانند اصالت را تقویت کنند و نکته مهم این است که فناوری ابزار باشد، نه اینکه جایگزین هنر یا محصول واقعی شود.
این فعال حوزه برندینگ ادامه داد: به عنوان مثال، با استفاده از واقعیت افزوده میتوان جزییات پیچیده آثار را برای مخاطب نمایش داد و فرآیند تولید یا داستان پشت اثر را توضیح داد، بدون اینکه هیچ تغییری در اثر واقعی ایجاد شود، این روش باعث میشود مشتری اصالت را حس کند و همزمان تجربه جذاب و آموزشی داشته باشد.
میرزاخانی در پاسخ به این سوال که پلتفرمهایی مانند اینستاگرام یا اپلیکیشنهای تخصصی، مشکل اصلی «دیده شدن» را حل کردهاند، اما مشکل «اقناع مشتری برای خرید با قیمت واقعی» را چگونه باید حل کرد؟ اظهار داشت: مشکل بسیاری از تولیدکنندگان این است که مشتری ارزش واقعی زمان، مهارت و کیفیت مواد اولیه را متوجه نمیشود، که برای رفع این خلا آموزش و روایتگری درست را میتوان پیشنهاد داد.
وی ادامه داد: زمانیکه مشتری بداند یک اثر با دقت، تجربه و هنر دست تولید شده و هر جزیی از آن داستان خودش را دارد، راحتتر حاضر میشود قیمت واقعی را بپردازد.
این استاد دانشگاه همچنین در خصوص فروش صنایع دستی به عنوان «NFT» یا در متاورس تاکید کرد: به نظر من این موضوع فرصتی جدی برای برندسازی و نه یک حباب زودگذر است، تبدیل اثر به NFT یا عرضه در متاورس به هنرمند امکان میدهد مالکیت دیجیتال و محدود بودن اثر را به خریدار اثبات کند و این کار علاوهبر فروش دیجیتال، به تثبیت برند و ارزش اثر در ذهن مشتری کمک میکند.
میرزاخانی تصریح کرد: تجربه نشان داده است که عرضه محدود آثار در فضای دیجیتال، علاقه و حضور مشتریان واقعی را بیشتر کرده و همین باعث افزایش ارزش برند در بازار سنتی هم میشود.
این فعال حوزه برندینگ در پاسخ به پرسشی درباره قابلیت اجرای بلاکچین در ایران اظهار داشت: بلاکچین ابزار قدرتمندی برای شفافیت زنجیره تامین و اثبات مالکیت آثار است، اما در ایران موانعی نظیر زیرساخت محدود، آگاهی پایین کاربران و هزینههای اولیه دارد هرچند نمونههای موفق نشان دادهاند که حتی با سیستمهای داخلی یا مشابه بلاکچین میتوان مسیر تولید، مالکیت و انتقال اثر را ثبت و به خریدار اعتماد داد.
میرزاخانی درباره اشتباه رایج هنرمندان در دیجیتال مارکتینگ هشدار داد و گفت: به نظر میرسد بزرگترین اشتباه این است که تولیدکنندگان تصور میکنند فقط با حضور آنلاین و انتشار محتوا میتوانند مشتری جذب کنند، اگر فناوری تنها برای نمایش محصول باشد و داستان، ارزش و تفاوت اثر منتقل نشود، نتیجه عکس میدهد به طور نمونه تولیدکنندهای که فقط عکس آثار خود را در شبکههای اجتماعی منتشر میکند، تعامل و فروش کمی خواهد داشت اما وقتی توضیح درباره فرآیند ساخت، مهارت و ارزش اثر اضافه میشود، تعامل و اعتماد مشتری بالا میرود و فروش واقعی افزایش پیدا میکند.
وی در خصوص میزان هماهنگی هنرمندان استان با فناوریهای نوین یادآور شد: بخش بزرگی از فعالان کسبوکار هنوز در حال یادگیری هستند اما گروه کوچکی پیشرو از ابزارهای دیجیتال، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین استفاده میکنند.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: وقتی آموزش درست و راهنمایی مناسب داده شود، فناوری به جای تهدید، ابزاری برای توسعه بازار، افزایش فروش و ارتقای برند خواهد بود چراکه تجربه نشان داده است کسانی که سریع با روندها و ابزارهای نوین هماهنگ میشوند، جایگاه برند خود را در ذهن مشتریان تثبیت میکنند و به رشد پایدار دست مییابند.
اما در سوی دیگر ماجرا، آنجا که هنرمندان با چلهگیری، نمد مالی و قلمزنی روزگار میگذراند، روایت متفاوتی دارند.
دغدغه هنرمندان: از نوسانات قیمتی تا ترس از کپی شدن طرح در فضای مجازی

رضا طالبی، هنرمند و فعال عرصه صنایع دستی چهارمحال و بختیاری که بیشتر محصولات خود را در بازار استانهای دیگر و یا از طریق سفارش مشتری میفروشد، در پاسخ به این پرسش که مشتریان اصلی او چه کسانی هستند، گفت: به طور معمول مشتریهای من مجموعهداران هستند ولی در بعضی موارد هم افراد محلی خریدهایی میکنند.
وی، بزرگترین مشکل فروش در روش سنتی را نوسان شدید قیمت ابزار و مواد اولیه کار و در نتیجه قیمت بالای آثار تکمیل شده عنوان کرد.
این هنرمند صنایع دستی رشته قلمزنی در خصوص آشنایی با ابزارهای آنلاین و بهرهگیری از آن در فروش تولیدات خود اظهار داشت: به خاطر شرایط موجود،دسترسی به بیشتر اپلیکیشنها و به خصوص سایتهای خارجی برای معرفی آثار به بازارهای بینالمللی امکانپذیر نیست و بازار فروش محدود به خریدارهای داخل کشور شده است.
طالبی ادامه داد: از طرف دیگر به دلیل شرایط اقتصادی کشور حجم مشتری و خریداران آثار هنری به طرز شدیدی کاهش پیدا کرده است.
این هنرمند تجربه سفارش آنلاین را مثبت ارزیابی کرد و گفت: برخی مخاطبان در فضای مجازی به واسطه صفحه (پیج) اینترنتی نمونه کار و آثار را مشاهده کرده بودند و سپس توضیحات لازم برای آنها ارائه و طبق سفارش مشتری اثر تولید و بعد از اتمام کار با پست ارسال شد.
طالبی در پاسخ به این پرسش که چه فناوریهایی را برای معرفی بهتر اثر مفید میداند، گفت: به هر حال با توجه به پیشرفتهای روز دنیا و برای ارائه و نمایش جزییات و ظرافت اثر از تمام امکانات باید استفاده کرد اما برای اینکه طرح و مدل اثر، خاص و منحصر به فرد باقی بماند مجبور هستم تا حدودی از نمایش جزییات اجرایی و فرم کار خودداری کنم، مگر در شرایطی که اثر فروش رفته باشد یا مدت زمانی از تولید و تکمیل اثر گذشته باشد.
وی در خصوص اینکه آیا اصالت اثر در عکس و فیلم به خوبی منتقل میشود، تصریح کرد: در آثار هنری تا از نزدیک دیده و لمس نشود به هیچ وجه ظرافت و دقت کار قابل درک نیست اما به هر حال هماهنگی با فناوری روز برای فروش محصولات ضروری است.
این هنرمند صنایعدستی، حمایت نهادهای متولی در خصوص آموزش و حمایت مالی در عرضه محصولات در فضای دیجیتال را خواستار شد و گفت: تهیه امکانات عکاسی و فیلمبرداری باکیفیت و دورههای آموزشی هزینهبردار است و اگر نهادهای مرتبط بتوانند در این خصوص به هنرمندان کمک کنند یا سایتهایی برای معرفی هنرمندان و آثار آنها طراحی و راهاندازی شود، برای معرفی و شناخت بهتر هنرمندان و آثار آنها گام موثری به شمار میرود.
هنرمندان در انتظار پلی به سوی بازارهای جهانی

معاون صنایعدستی ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی چهارمحال و بختیاری با اشاره به نقش فناوریهای نوظهور در عرصه صنایعدستی گفت: مشکلات اینترنتی و ممانعت از فعالیت سکوهای فراملی، استفاده از این فناوریها را با آسیب جدی مواجه کرده است.
اسماعیل رمضانی، فناوریهای نوظهور را شامل فضای مجازی، اپلیکیشنها و هوش مصنوعی دانست و اظهار داشت: این ابزارها میتوانند در بحث صادرات و تجاریسازی صنایعدستی بسیار راهگشا باشند، در هزاره سوم، عمده فروش جهان از طریق همین فضاها انجام میشود.
وی تصریح کرد: در مقطعی هنرمندان و صنعتگران در فضای مجازی حضور فعال و استقبال خوبی داشتند اما با مشکلات پیشآمده برای اینترنت، همچنین ممانعت از فعالیت سکوهای فراملی، استفاده صنعتگران از این فناوریها با مشکل روبرو شد و این موضوع به فروش و تجاریسازی صنایعدستی آسیب جدی وارد کرده است.
معاون صنایعدستی ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی چهارمحال و بختیاری در خصوص لزوم بهرهگیری از هوش مصنوعی یادآور شد: هوش مصنوعی کاربردهای بسیار گستردهای دارد و اگرچه در کشور ما هنوز نهادینه نشده است اما میتواند در بازاریابی، بازارسازی و تجاریسازی سریع بسیار راهگشا باشد و به صنعتگران کمک کند.
رمضانی در پاسخ به این سوال که چه درصدی از هنرمندان استان با این فناوریهای نوظهور آشنا هستند، گفت: هنرمندان کهنهکار و با تجربه نسبت به این فضاها موضع منفی دارند و همچنان به روش سنتی ادامه میدهند اما قشر جوانتر آشنایی نسبی دارند که به طور کلی میتوان گفت حدود ۴۰ درصد از صنعتگران کار خود را از طریق این فضاها انجام میدهند.
وی به اقدامات ادارهکل برای توانمندسازی هنرمندان اشاره کرد و افزود: کارگاههای آموزشی، مشارکت با اتاق بازرگانی و تلاش برای ایجاد «اطلس صنایعدستی» از جمله اقدامات انجام شده در همین راستا است.
بهرهکلام؛
چهارمحال و بختیاری با ۱۲ هزار هنرمند ثبتشده، گنجینهای زنده از صنایع دستی است اما آنچه این گزارش روشن میکند، فاصله میان طرحهای نوآورانه دانشگاهی و فعالان برندینگ از یک سو، و میدان عمل هنرمندان سنتی از سوی دیگر است.
در حالی که پژوهشگران از فرش تعاملی و نمد مانا میگویند و فعالان برندینگ از متاورس و بلاکچین، هنرمندِ خط مقدم تولید همچنان با نوسان قیمت مواد اولیه، ترس از کپی شدن طرح، ناتوانی در انتقال ظرافت اثر در فضای مجازی و نبود امکانات حرفهای عکاسی دست و پنجه نرم میکند.
آمار ۴۰ درصدی استفاده از فضای مجازی در میان هنرمندان استان، اگرچه رقم بالایی نیست، اما نشان میدهد که حرکت در این مسیر آغاز شده است و طرح «اطلس صنایعدستی» و کارگاههای آموزشی نیز میتوانند این مسیر را تسهیل کنند.
منبع: ایرنا



