بازارچه‌ای که امید را می‌سازد؛ جهاد مادرانه در مسیر تولید+ ویدئو

جهاد مادرانه در دنیای امروز تنها به تربیت نسل آینده خلاصه نمی‌شود؛ امروز شاهدیم مادران بیرجندی با دستان توانمند خود بازارچه‌هایی را رونق می‌بخشند که نه‌تنها به اقتصاد خانواده جان تازه می‌دهد بلکه امید و خودکفایی را در جامعه زنده نگه می‌دارد.

به گزارش پایگاه خبری امیدرسان، در گوشه‌ای از شهر بیرجند مرکز خراسان جنوبی، میان انبارهای خاموش و سوله‌های نوساز، بازارچه‌ای کوچک اما زنده آرام‌آرام قد می‌کشد؛ بازارچه‌ای که هنوز حتی افتتاح رسمی نشده، اما صدای چرخ‌خیاطی‌ها و بوی چوب تازه ثابت می‌کند زندگی اینجا پیش از هر روبان‌قرمزی آغاز شده است.

بازارچه‌ای که چراغش را نه برق شهری، که همت زنانی روشن کرده که سال‌ها زیر بار مشکلات خم شده‌اند اما هرگز نشکسته‌اند.

بازارچه احسان نخستین نمونه از این طرح در کشور است؛ ایده‌ای که قرار بود تنها مکانی برای کسب‌وکار باشد، اما امروز به پناهگاهی امن برای مادرانی تبدیل شده که میان کار، بچه‌داری و دشواری‌های زندگی، مفهوم ایستادگی را از نو معنا کرده‌اند. زنانی که شاید سرمایه‌ای اندک در کیف پولشان داشته باشند، اما سرمایه‌ای بزرگ‌تر به نام اراده در دلشان موج می‌زند.

در میان آن‌ها، افسانه سرزهی با صدایی آرام اما کلامی پرانرژی، مدیریت بازارچه را بر عهده دارد؛ زنی با مدرک کارشناسی مددکاری اجتماعی که سال‌ها در سازمان‌های دولتی فعالیت کرد اما تصمیم گرفت پشت میزهای اداری نماند و مسیر کارآفرینی را در پیش بگیرد.

او با همان صدای آرام اما محکم می‌گوید: «دوست داشتم ماهیگیری را یاد بگیرم، نه اینکه کسی ماهی آماده دستم بدهد.» همین باور او را از فضای اداری بیرون کشید و وارد میدان تولید کرد؛ اکنون هشت سال است که پوشاک تولید می‌کند و مدیریت بزرگ‌ترین بازارچه حمایتی خراسان جنوبی را نیز بر عهده دارد.

بازارچه احسان محصول همکاری کمیته امداد و شهرداری بیرجند است؛ طرحی برای ایجاد فرصت واقعی کارآفرینی. غرفه‌ها ساخته شد، فضا فراهم شد و زنان دعوت شدند تا کارهای خانگی‌شان را از اتاق‌های کوچک به فضای تولید و فروش بیاورند.

وقتی افسانه وارد بازارچه می‌شود، هر غرفه برایش خاطره‌ای، دردسری و البته امیدی دارد. اینجا ۴۰ غرفه‌دار فعالیت می‌کنند؛ بیشترشان زنانی که یا سرپرست خانوارند یا درآمد خانواده کفاف زندگی را نمی‌دهد.

در این بازارچه، کارگاه‌های کوچک تولید لباس نوزادی، سیسمونی، زغال‌نسوز، حوله‌بافی، چله‌کشی و ده‌ها شغل کوچک دیگر در کنار هم شکل گرفته‌اند. هر کارفرما ـ که اغلب زنان هستند ـ دو تا سه نیروی کار در اختیار دارد. افسانه باور دارد اگر همین الگو در شهرهای دیگر هم اجرا شود، بخش بزرگی از بیکاری پنهان زنان برطرف خواهد شد.

اما گاهی صحنه‌هایی در این بازارچه دیده می‌شود که در هیچ جای دیگری مشابهش نیست.

خانم محدثه شعبانی، مادر دو فرزند، هر روز صبح با نوزاد هشت‌ماهه‌اش وارد کارگاه می‌شود؛ پشت چرخ می‌نشیند و تا عصر کار می‌کند. نوزاد گاهی در گهواره‌ای کوچک کنار پاهایش خواب است، گاهی در آغوشش، و گاهی میان پارچه‌ها و نخ‌ها بازی می‌کند.

به قول افسانه: «اینجاست که آدم می‌فهمد این زن‌ها فقط کارآفرین نیستند، قهرمان‌اند.»

برخی اعضای بازارچه مددجوی کمیته امداد هستند و وام‌های اشتغال ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیونی دریافت کرده‌اند. برای گروهی دیگر امکان وام‌های یک میلیاردی فراهم است، اما بسیاری همچنان با مشکل سرمایه در گردش مواجه‌اند. وام، تجهیزات ابزار کار را تأمین می‌کند، اما هزینه مواد اولیه، اجاره و شروع کسب‌وکار همچنان سنگین است.

این کارآفرین که خود مادر یک فرزند است، می‌گوید سخت‌گیری بانک‌ها هم بر مشکلات افزوده: «به نظر شما کسی که تازه کار را شروع کرده، با ۱۵۰ میلیون چطور می‌تواند کارگاهی راه بیندازد؟ فقط یک چرخ صنعتی امروز ۳۵ تا ۴۰ میلیون قیمت دارد. خیلی‌ها برای خرید پارچه و نخ سرمایه ندارند. اگر حمایت‌ها کمی آسان‌تر شود، ظرفیت این زن‌ها دو برابر می‌شود.»

با وجود همه این دشواری‌ها، همین زنان هستند که چراغ بازارچه را روشن نگه داشته‌اند؛ صبح‌ها در کلاس آموزشی شرکت می‌کنند، ظهرها پشت چرخ می‌نشینند، عصرها به سفارش‌ها پاسخ می‌دهند و شب‌ها محصولاتشان را در فضای مجازی معرفی می‌کنند.

بازارچه احسان هنوز رسماً افتتاح نشده، اما شکوفایی‌اش آن‌قدر چشمگیر بوده که کارشناسان کمیته امداد تهران هنگام بازدید از آن، شگفت‌زده شدند. مرکزی که هنوز به بهره‌برداری نرسیده، اما چنان فعال است که گویی سال‌هاست کار می‌کند.

حال تصور گسترش این پروژه در سطح ملی دیگر فقط یک خیال نیست. خراسان جنوبی پیشنهادی ارائه داده که می‌تواند الگوی سراسر کشور شود؛ الگویی که ثابت می‌کند اگر به زنان اعتماد شود، اگر دیده شوند و اگر مهارتشان جدی گرفته شود، جامعه‌ای توانمندتر ساخته خواهد شد.

افسانه سرزهی در پایان از انگیزه می‌گوید؛ انگیزه‌ای که آن را موتور اصلی تغییر می‌داند: «من نمی‌توانم همه شهر را عوض کنم. اما اگر حتی از هر هزار نفر یک نفر سرنوشتش تغییر کند، دنیا قشنگ‌تر می‌شود. اینجا هر زنی که به استقلال برسد، یعنی یک آسیب اجتماعی کمتر، یک خانواده سالم‌تر، یک امید بیشتر.»

بازارچه احسان فقط ۴۰ غرفه نیست؛ چهل چراغ است که با دست‌های زنانی روشن مانده‌اند که باور دارند حتی در سخت‌ترین روزها هم می‌شود ساخت، می‌شود آموخت و می‌شود دوباره از نو شروع کرد.

منبع: ایرنا

امیدرسان، رسانه امیدبخش

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *