آرزو در میان گُلها؛ دختر کرمانی که از گلخانهای کوچک، کسبوکاری بزرگ ساخت

آرزو دختر جوانی در کرمان با راهاندازی یک گلخانه کوچک ۳۰۰ متری، مسیری را آغاز کرد که امروز به مجموعهای ۲ هزار و ۵۰۰ متری رسیده و برای گروهی از زنان و مردان اشتغال ایجاد کرده است؛ مجموعهای که با تولید انواع گیاهان و تأمین ملزومات گلفروشیها، بخش قابلتوجهی از نیاز بازار گل جنوبشرق کشور را پوشش و نشان میدهد «پشتکار» میتواند از سادهترین نقطهها، آیندهای سرسبز بسازد.
به گزارش پایگاه خبری امیدرسان، گاهی یک خبر از یک کنجکاوی کوچک شروع میشود. برای من، این کنجکاوی زمانی شکل گرفت که شنیدم مدیریت یک گلخانه بزرگ در کرمان را یک دختر جوان بر عهده دارد. در نگاه اول شاید عجیب نباشد، اما وقتی پای صحبت بسیاری از فعالان این حوزه مینشینی و از سختیهای کار گلخانه، هزینهها، سرمای ناگهانی، کمبود فضا، پیگیریهای اداری و رقابت شدید میشنوی، متوجه میشوی که این مسیر چندان هم ساده نیست.
همین موضوع باعث شد بخواهم بدانم چه کسی با وجود همه این سختیها ایستاده و حتی کار را گسترش داده است.
وقتی فهمیدم نام این کارآفرین «آرزو کرمپور» است، دختری ۳۱ ساله که از دل تجربههای شخصی و خانوادگیاش، راهی متفاوت را انتخاب کرده، تصمیم گرفتم از نزدیک روایتش را بشنوم. روایتی از دختری که نه سرمایهای بزرگ داشت و نه پشتوانهای قدرتمند، اما با اتکا به خدا و پشتکار خودش توانست از یک گلخانه کوچک ۳۰۰ متری، کسبوکاری ۲ هزار و ۵۰۰ متری بسازد که امروز چندین نفر را مشغول به کار کرده است.
دیدن دختر جوانی که هر روز صبح میان گلدانها و نهالها قدم میزند، سفارشها را هماهنگ میکند، مشکلات را حل میکند و برای توسعه کارش برنامه دارد، چیزی فراتر از یک خبر ساده است؛ نوعی امید است. امیدی که نشان میدهد حتی در شرایط سخت اقتصادی هم میتوان از دل خاک، چیزی سبز و زنده ساخت.
همین نگاه باعث شد پای صحبت آرزو بنشینم؛ دختری که داستانش از ریشههای عمیق خانوادگی شروع میشود و امروز در قالب مجموعه «محیاگل» ادامه دارد.
در مسیر ایجاد اشتغال سبز

مسیر کارآفرینی خود را با یاد و نام پدری آغاز کرد که به گفته او «با نان حلال» خانوادهاش را بزرگ کرد و نبودش، انگیزهای برای ساختن آیندهای متفاوت شد.
کرمپور میگوید: پس از فوت پدرم در سال ۹۴، زندگی من وارد مسیر تازهای شد. همیشه الگوی من پدرم بود و تلاش کردم طوری کار کنم که روح او از من راضی باشد. از لحاظ جامعه ما قشر متوسط بودیم تا پدر حضور داشت وارد حوزه کاری نشده بودم اما در نبودن بابا من قویتر شدم و خانواده برادران و خواهرم من را حمایت کردند
آغاز مسیر از کارمندی تا راهاندازی گلخانه
کرمپور که فارغالتحصیل مهندسی کشاورزی از دانشگاه زاهدان است، پس از پایان تحصیلات بلافاصله وارد بازار کار شد. او از سال ۹۷ فعالیت خود را در یک مجموعه تولیدی مرتبط با گلخانه آغاز کرد و تا سال ۱۴۰۱ در همان مجموعه مشغول بود.
به گفته او، تغییرات مدیریتی در مجموعه و تعدیل همزمان ۱۳ نفر از نیروها باعث شد او و چند نفر از همکارانش مسیر تازهای را آغاز کنند.
کرمپور میگوید: متوجه شدیم مجموعه با مدیریت جدید نمیتواند ادامه دهد. تحت فشار بودیم اما به این نتیجه رسیدیم که خودمان کار را شروع کنیم. همان زمان با حمایت فکری یکی از همکارانم(آقاسی)، گلخانه ۳۰۰ متری را راهاندازی کردیم.
سرمایه اولیه و تشکیل تیم
او درباره شکلگیری این کار میافزاید: یک گلخانه کوچک را با هزینه کم اجاره کردیم و برای تهیه ملزومات اولیه از اعتباراتی که داشتیم و وام کمک گرفتیم. چهار نفر بودیم و همه کنار هم کار کردیم چون هدفممان کار کردن بود. این مجموعه اکنون به گفته کرمپور هشت نیروی مستقیم (بیمهای) چهار مرد و چهار زن و پنج نیروی غیرمستقیم دارد.
گسترش فعالیت از ۳۰۰ به ۲۵۰۰ مترمربع
کرمپور میگوید: امروز پس از چند سال از شروع کار، مساحت فعالیت ما به حدود ۲ هزار و ۵۰۰ متر رسیده است و تقریباً تمامی استان کرمان و همچنین استانهایی مانند زاهدان و بندرعباس را پوشش میدهیم.
وی با اشاره به اینکه مشکلات اداری، محدودیت فضا، نبود حمایت مناسب و مشکلات قانونی از اصلیترین موانع بوده است، تاکید کرد: بارها برای دریافت زمین مناسب مراجعه کردیم اما موفق نشدیم، ما نیاز به جای وسیعتری داریم تا هم کارمان را وسعت دهیم هم افراد بیشتری را به کار بگیریم و زمینه اشتغال آنان را فراهم کنیم.
این کارآفرین با اشاره به اینکه توانایی پوشش استان در این مجموعه به طور کامل وجود دارد و زنجیره خدمات در آن کامل شده است، ادامه داد: صف مشتری ما آماده است و مشکلی در این زمینه نداریم.
وی ادامه داد: کمبود فضا باعث شده حتی بخشی از محصولات را در خیابان نگهداری کنیم که خطر سرقت، باد، باران، آسیب و کسری اموال بسیار بالاست.
محصولات و بازار فروش
کرمپور توضیح میدهد: تقریباً تمام ملزومات مورد نیاز گلفروشیها را تأمین میکنیم، بیشتر گیاهان بومی(نعنا و ترخون) استان را تولید میکنیم، ما فقط با فروشندگان عمده کار میکنیم و خوشبختانه تقریباً همه گلفروشان استان ما را میشناسند.
با وجود کاهش قدرت خرید مردم، او معتقد است بازار گل و گیاه همچنان قابلقبول است اما نیازمند تلاش و رصد مداوم بازار است.
وی ادامه داد: ما اعتقاد داریم گُل و گیاه غذای روح است و بازار ما همچنان خوب است. اگر فضای مناسب را داشته باشیم میتوانیم در حوزه توسعه صادرات هم فکر کنیم.
چالشهای مالی و هزینهها
کرمپور با اشاره به اینکه افزایش شدید هزینه حملونقل، هزینههای بالای تأمین اجتماعی و افزایش تعرفههای آب، گاز و برق از دغدغههای این شغل است، تاکید کرد: همچنان مشکل ما فضا است و به دنبال کرایه یک ملک استیجاری با کرایهای مناسب هستیم که از نظر شرایطی مثل گاز وضعیت مناسبی داشته باشد چون اگر در زمستان گاز نباشد وقتی دما به زیر صفر برسد خیلی از محصولاتمان نابود خواهد شد.
نگاه او به کارآفرینی؛ پشتکار بهجای ناامیدی

کرمپور درباره سختترین لحظات این مسیر میگوید: گاهی خسته میشوم و تصمیم میگیرم بروم خانه و فردا سر کار نروم؛ اما روز بعد زودتر از همیشه بیدار میشوم، من کارآفرینی را دوست دارم. با وجود همه سختیها اگر برگردم عقب باز همین مسیر را انتخاب میکنم همیشه از خدای خودم میخواهم این سفره آنچنان بزرگ شود که افراد بیشتری از آن بهره ببرند.
وی ادامه داد: اگر از من بپرسند بهترین روز کاری تو چه روزی است قطعا خواهم گفت روز واریز حقوق همکارانم، چون من در جریان هستم که با این حقوق یک نفر جهیزیه میخرد یک نفر خانه میسازد و یک نفر هم داروی پدر و مادر پیرش را تامین میکند.
خطاب به زنان و دخترانی که قصد ورود به عرصه کارآفرینی را دارند
این کارآفرین کرمانی تصریح کرد: من همیشه میگویم کار مرد و زن ندارد، هیچ کاری نشد ندارد، اگر روی پای خودت بایستی و از خدا کمک بخواهی، حتماً مسیر باز میشود. من در کارم بارها معجزههای خدا را دیدهام.
وی با قدردانی از خانواده و اطرافیان خود میگوید: اگر حمایت خانوادهام، به ویژه خواهرم نبود، رسیدن به اینجا برای من سختتر میشد. همچنین از آقای مهندس حامد آقاسی که در مسیر مشاور و پشتیبان من بوده، تشکر ویژه دارم.
منبع: ایرنا



