ایثار و گذشت؛ اهدای ارثیه ده میلیاردی به هلالاحمر

خانم بابایی بانوی مازندرانی ارثیه ۱۰ میلیارد تومانی خود را به هلال اهمر بخشید او که مدتی در هلال احمر فعالیت داشته بود و میدانست که این سازمان چه خدمات ارزنده ای به مردم ارائه میدهد تصمیم گرفت همه ارثیه خود را به این سازمان هدیه دهد در حالی سه فرزندش مستاجر هستند.
به گزارش پایگاه خبری امیدرسان، فوزیه بابایی ۵۷ ساله اهل شهر سیمرغ در مازندران ارثیه پدری (۵۰۰ مترمربع) به ارزش ۱۰ میلیارد تومان را به هلال احمر بخشید تا خرج بروزرسانی زیرساخت های این سازمان شود ام خانم در حالی تصمیم به چنین کاری گرفت که سه فرزند پسرش مستاجر هستند و به راحتی میتوانست آنها را صاحب خانه کند.
البته این خبر مربوط به سال ۱۴۰۲ است که در ساعات اخیر مجددا در شبکه های اجتماعی بازنشر شده است و ارزش ارثیه این خانم در سال ۱۴۰۲ حدود ۱۰ میلیارد تومان بود و امسال ارزش ارثیه او بیش از ۲۰ میلیارد تومان است.
خانم بابایی درباره پدرش تصویری روشن و عاطفی ارائه میکند؛ مردی که به گفته او تمام عمر خود را با کار، مهربانی و باور دینی سپری کرده بود. او پدرش را انسانی زحمتکش، خیرخواه و اهل کمک به دیگران توصیف میکند؛ ویژگیهایی که ظاهراً بخشی از آنها پس از فوت پدر برای خانواده آشکارتر شده است. به بیان دیگر، نیکوکاری این مرد آنقدر بیادعا بوده که فرزندانش بعدها متوجه ابعاد آن شدهاند.
ارثیه خانم بابایی زمین ۵۰۰ مترمربع در شهر سیمرغ بود
پس از فوت پدر، اموالی میان فرزندان تقسیم شد و سهم بابایی یک قطعه زمین بود. این زمین میتوانست مانند هر ارث دیگری فروخته شود، مورد استفاده شخصی قرار بگیرد یا برای آینده خانواده حفظ شود؛ اما او مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. به گفته خودش، احساس میکرد باید برای قدردانی از محبتها و زحمات پدر، کاری انجام دهد که نام او را در مسیر خیر زنده نگه دارد.
با این حال، تصمیمگیری برای نحوه استفاده از زمین آسان نبود. گزینههای مختلفی پیش روی او قرار داشت، اما هیچکدام آنقدر قانعکننده نبود که بتواند رضایت درونیاش را جلب کند. در واقع، مسئله فقط بخشیدن یک دارایی نبود؛ او به دنبال کاری بود که هم رنگوبوی خیرات داشته باشد و هم منفعت عمومی آن قابل لمس باشد.
در نهایت نگاه بابایی به سمت جمعیت هلال احمر رفت؛ نهادی که در بحرانها، حوادث طبیعی و موقعیتهای اضطراری نقشی حیاتی ایفا میکند. او با توجه به روحیه امدادگران هلال احمر و خدماتی که این نیروها معمولاً بیچشمداشت و با انگیزه انسانی ارائه میکنند، تصمیم گرفت زمین ارثی خود را در اختیار این مجموعه قرار دهد.
اهمیت این تصمیم زمانی بیشتر روشن میشود که وضعیت شهر سیمرغ در حوزه امدادرسانی مورد توجه قرار گیرد. به گفته بابایی، هلال احمر این شهر پیش از آن مکان ثابتی در اختیار نداشت و فعالیتهای آن در ساختمانی استیجاری انجام میشد.
این در حالی است که تجربه سیل در سالهای گذشته نشان داده بود وجود یک پایگاه امدادی مجهز و پایدار برای چنین منطقهای تا چه اندازه ضروری است.
تا چند سال پیش اساساً شهر سیمرغ فاقد مرکز مستقل هلال احمر بود؛ اما وقوع سیل و خسارتهایی که به شهر وارد شد، نیاز به حضور جدیتر نیروهای امدادی را آشکار کرد.
در چنین شرایطی، اهدای زمین از سوی یک شهروند نهتنها اقدامی شخصی برای خیرات پدر محسوب میشود، بلکه میتواند بخشی از کمبود زیرساختهای امدادی منطقه را نیز جبران کند.
از این منظر، تصمیم بابایی را میتوان نمونهای از پیوند میان سنت نیکوکاری خانوادگی و نیازهای واقعی جامعه دانست.
او ارث پدری خود را به جای مصرف فردی، به سرمایهای عمومی تبدیل کرد؛ سرمایهای که ممکن است در آینده جان انسانها را نجات دهد و در لحظههای بحرانی، پناه و نقطه اتکایی برای مردم باشد.
این روایت نشان میدهد گاهی یک انتخاب فردی میتواند فراتر از یک عمل احساسی یا خانوادگی معنا پیدا کند. بخشش یک قطعه زمین، وقتی در مسیر امدادرسانی و خدمت عمومی قرار میگیرد، به اقدامی اجتماعی تبدیل میشود؛ اقدامی که هم یاد پدر را زنده نگه میدارد و هم به نیازهای حیاتی یک شهر پاسخ میدهد.



